۱۳۹۰ تیر ۱۶, پنجشنبه

سكوت

به نام بی نام او
با سلام و عرض ادب و احترام
همراهان و دوستداران عرفان حلقه
به شکرانه خبر خوش سلامتی استاد و
عطف به تاکید وکیل محترم استاد و توافقات بعمل آمده تا آزادی ایشان
از درج هر گونه مطلب در وبلاگ خودداری می شود.
هر چند که فعالیت های بنده هیچگاه منجر به آشفتگی فکری و تعیین تکلیف برای سایر همراهان نبوده و انشاء الله به فضل پروردگار در آینده نیز نخواهد بود.
با آرزوی توفیق الهی و طلب خیر

۱۳۹۰ تیر ۴, شنبه

شب عاشقان بي دل

شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد

ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست که پاکباز باشد

به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد

سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به دام دوست گویم که محل راز باشد

چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی
تو صنم نمیگذاری که مرا نماز باشد

نه چنین حساب کردم چو تو دوست میگرفتم
که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد

دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد

قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد



۱۳۹۰ خرداد ۳۱, سه‌شنبه

زهرا یزدانی، از همراهان خبرنگار مجموعه، امروز 31 خرداد 1390 بازداشت شدند. هنوز از جزئیات بازداشت ایشان خبری در دست نیست!


روز آخر

وای برآن دم آخرکه توباشی ومن و جمله پرسان
پرسی که خدایت که بود من زتو حیران

حیران شوم ازفرط ندانستن پیمان
پیمان شکنم زآنچه ندانم خبرازجمله پرسان

گردم به ره آمده ام زار و پریشان
کزآمدنم سود چه حاصل بود و من به تو کتمان

کتمان حقیقت  کنم و دست به دست  من شیطان
ابلیس شود راهنمای من  انسان
انسان که بود صاحب آن ملک سلیمان

خواری کند و ورطه برون افتد  و پس جمله پرسان
که ای بنده من ورتو  نبودی شه  خوبان؟

خوبی زدرونت بود و پس پی عرفان
آید وبدانید منم انکه تو را کرده  پشیمان
ازکرده خود چرخ زنید و بشتابید به راه من گریان
گریان شده ام ازغم  ناگاهی انسان
انسان که بود شاه کمال و همه خوبان

حربه شيطان

یکی از حربه های شبکه منفی برای جلوگیری از رشد و به کمال رسیدن انسان ها این است سعی دارد چهره های تاثیر گذار را گمنام نگه دارد.یکی از این چهره ها عزیزالدین نسفی عارف بزرگ قرن هفتم است.عزیزالدین نسفی در کتاب ارزشمند خود به نام انسان کامل به تشریح منازل و مراحل مختلف عرفان می پردازد و شرح مبسوطی در مورد عوالم مختلف و ادراکات مختلف و ادراکات عرفانی و... عرضه میدارد.
عزیز نسفی به رغم تالیفات گرانقدر و پر مغز خود آن چنان که باید شناخته نشده است.ویبه سبب ترجمه ای که ماریژان موله مترجم و محقق فرانسوی از وی ارائه کرده است،در اروپا بیش از شرق زمین شناخته شده .
نگارنده معتقد است که یکی از رسالت های ما در حرکت به سوی کمال شناخت این چهره های گم نام و معرفی آنها  به طالبان کمال است.
این وبلاگ در همین راستا اقدام می کندو به طور تخصصی بر عزیزالدین نسفی و کتاب انسان کامل تمرکز دارد.
اثر دیگر عزیز نسفی که شاهکاراو محسوب می شود کشف الحقایق است که در مورد آن هم در جای خود صحبت خواهد شد.
ما دست یاری همه دوستان و طالبان کمال خصوصا همراهان مجموعه عرفان کیهانی را می فشاریم و چشم به راه مطالب ارزشمند شما عزیزان هستیم.
                                                                                                      با تشکر
                                                                                                        عرفان

نامه به خدای عز و جل

خدای مهربان با انکه می دانم که می دانی و تا این لحظه برایم کم نگذاشتی و همراهیم  نمودی و برایم در هر لحظه بخاطر ناتوانیم با ایما و اشاره کمک وافر ارزانی داشتی با این حال از حضرت حق خواستارم :
چنان کن که با گذشت زمان از اعمال خود مایوس نباشم
در تمام لحظات زندگی خود برای هر تصمیمی اولویت رضایت حق باشد و بس
چنانم کن که با مردم همچو شما باشم هر چند که حتی گفتنش بسیار سنگین است
یارب مرا برای آماده بودن مهیا ساز تا در زمان اسماعیل بودنت پایم نلغزد.
و برایم پدری باش که یوسف وار برادرانم مرا به چاه اندازند.
خدای مهربانم نفحت و فیه من روحی را برایم با هر دم و بازدمی زنده کن

ده فرمان

ده فرمان این بلایی است که بر سردین ما آمده است.خدا قرآن را از تحریف محافظت کرده ولی دین اسلام را نه! خدا به ما عقل وشعور داده ،پس ما مسئولیم در پیشگاهش .نمی توانیم پشت آن هایی که منحرفمان کردند قایم شویم حتی اگر عالم باشند. اگر به مطلب شک دارید ترجمه فارسی قرآن را بخوانید. در روزگاران قدیم انسانها بسیار به هم ظلم می کردند و سیاهی و تباهی به نهایت خود رسیده بود تا این که کتیبه ای از سوی پروردگارشان به آنان نازل شد. ده فرمان: 1-هیچ انسانی،انسان دیگر را نکشد. 2-هیچ انسانی،به انسان دیگری تجاوز نکند. 3-هیچ انسانی،به انسان دیگر دروغ نگوید. 4-هیچ انسانی،به انسان دیگر تهمت نزند. 5-هیچ انسانی،از انسان دیگر غیبت نکند. 6-هیچ انسانی،مال انسان دیگر را نخورد. 7-هیچ انسانی،به انسان دیگر زور نگوید. 8-هیچ انسانی،بر انسان دیگر برتری نجوید. 9-هیچ انسانی،در کار انسان دیگر تجسس نکند. 10-هیچ انسانی،انسان دیگری را نپرستد. پس از آن: سالیان سختی بر شیطان و همدستانش گذشت،تا اینکه روزی شیطان،چاره ای اندیشید. شیطان گفت: ای دوستان،کلمه ای یافته ام که از او بسیار بیزارم اما یه روزی با افزودن تنها همین کلمه به ده فرمان همه چیز را به سود خودمان تغییر خواهم داد. و ده فرمان چنین شد:  1-هیچ انسانی،انسان مومن دیگر را نکشد. 2-هیچ انسانی،به انسان مومن دیگری تجاوز نکند. 3-هیچ انسانی،به انسان مومن دیگر دروغ نگوید. 4-هیچ انسانی،به انسان مومن دیگر تهمت نزند. 5-هیچ انسانی،از انسان مومن دیگر غیبت نکند. 6-هیچ انسانی،مال انسان مومن دیگر را نخورد. 7-هیچ انسانی،به انسان مومن دیگر زور نگوید. 8-هیچ انسانی،بر انسان مومن دیگر برتری نجوید. 9-هیچ انسانی،در کار انسان مومن دیگر تجسس نکند. 10-هیچ انسانی،انسان  دیگری را نپرستد،مگر این که بسیار مومن باشد. واینک ای دوستان به سوی انسان ها برویدوبه وسوسه بپردازید وکاری کنید که هیچ کس،هیچ کس را مومن بپندارد،جز آنان که از دنیا رفته اند.                                                  (نام نویسنده محفوظ است ودر صورت کسب اجازه ذکر خواهد شد)

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۵, پنجشنبه

استاد خوبم


استاد دکتر محمد علی طاهری برای ما از هیچ تلاشی دریغ نکرد
چرا باید ساکت و بی حرکت باشیم تا اجازه بدهیم با ایشان به گونه ای رفتار شود که شایسته ایشان نیست
از همه مردم ایران و جهان تقاضا می کنم
در جمع آوری امضا برای حمایت از استاد دکتر محمد علی طاهری جهت ارائه به سازمان ملل شرکت کنند
حال زمان آن فرا رسیده است که هر ایرانی و غیر ایرانی که از آگاهی های ایشان بهره مند شده اند با امضای خود گامی در جهت حمایت از ایشان بردارند
هر کسی که ایشان را می شناسد
هر کسی که ذره ای از عظمت بی کران عشق اش را چشیده
هر کسی که وجدانی بیدار دارد
هر کسی که می داند چه ظلم و ستم هایی بر ایشان روا شده
هر کسی که ...
...
فراموش نکنیم ایشان نابغه ای است که برای ما افتخار آفرینی کرده اند
This is a petition letter to the United Nation to ask Iran's government to respect the human right for Dr.Mohammad Ali Taheri .
Every one or every scientific and research centers who knows Dr.Taheri can sign the petition to force the government of Iran by the International societies to respect knowledge and right of Dr.Taheri .

http://www.tahericampaign.com/
مراجعه کنید و با زدن ایمیل برای شما میلی ارسال می شود که پس از تائید امضای شما نهایی می شود
 http://www.thepetitionsite.com/41/international-campaign-for-drmohammadalitaheri-support/
 در این سایت برای رای دادن در سمت راست اطلاعات را وارد کرده امضا تائید می گردد

۱۳۹۰ فروردین ۷, یکشنبه

حق نامه



تاب و تابناک!!


   تاب و تابناک

 

دوستی می‌گفت ترسناک یعنی کسی یا چیزی که ترس دارد، غمناک یعنی کسی یا چیزی که غم دارد؛ و تابناک یعنی کسی یا چیزی که تاب دارد و به راستی که نام تابناک به زیبائی برای چنین خبرگزاری‌ای انتخاب شده است!!

این بار نیز همچون گذشته شاهد تابی دیگر از تابناک هستیم. آن هم در قالب توهماتی با انگیزه‌ی ایجاد نوعی شباهت و ارتباط خیالی بین عرفان حلقه (کیهانی) به عنوان یک عرفان ناب ایرانی‌ـ‌اسلامی و خدامحور با شرکت‌هائی هرمی از جمله گلدکوئیست!!

باز همان بازی‌های کودکانه و کینه‌ورزی‌های دیرینه و هدفمند. باز همان مهملات و نوشته‌های بی‌پایه و اساس که ذره‌ای آشنائی با آموزه‌های ناب عرفان حلقه (کیهانی)، بی‌اساس بودن ادعاها را به خوبی خاطرنشان می‌سازد. باز همان عبارات مغرضانه و هدفمند و بی مورد "صهیونیسم جهانی" و....!!

ای نویسندگان دارای تاب! البته ادب حکم می‌کند با عنوانی ادبی‌تر یعنی "تابناک" مخاطب قرارتان دهیم؛ ای تابناکیان! ای نویسندگانی که ظاهراً در قبال دریافت هر مبلغی (ناچیز یا غیر ناچیز!) حاضر به هر انجام هر کاری و نوشتن هر مقاله‌ای هستید! آقایان تاب+ناکی که با مقاله‌ای طنزآلود در صدد هستید عرفان حلقه که عرفانی کاملاً خدامحور است را با گلدکوئیست مرتبط کنید، آن هم با استفاده از همان تکنیک‌های قدیمی و از رده خارج‌شده‌تان که بارها و بارها پی به عبث بودن و ناموفق بودن آن برده‌اید. لیکن به علت فقدان تکنیکی جدید و پس از استفاده ناموفق از تمام آنچه در چنته داشته‌اید به ناچار در حال چنگ انداختن به روش‌های سوخته‌تان هستید. این بار در نوشته‌تان از حرارت و اشتیاق سوزاننده طرفداران عرفان حلقه و تعهد آنها به مجموعه سخن گفته‌اید!

یقین بدانید در عرفانی که یکی از اصلی‌ترین اصول آن "حق انتخاب" افراد است، عرفانی که معتقد است که باید پرواز را به خاطر سپرد زیرا که پرنده مردنی‌ست. در چنین عرفانی هیچ تعهدی به شخص یا اندیشه‌ای در کار نیست. اگر در افراد آشنا با این عرفان تعهدی می‌بینید که باعث ترس، وحشت و دستپاچگی شما و امثال شما گردیده است، اگر وحدتی هست که به کامتان خوش آیند نیست، اگر از آمار 4 الی 5 میلیون فرادرمانگر به وحشت افتاده‌اید، اگر گسترش روز به روز این عرفانِ ناب خواب را از چشمان شما ربوده، بدانید چنین اشتیاقی که شما قادر به درک آن نیستید حاصل شناخت و ادراکاتی است که از آموزه‌های ناب استاد محمدعلی طاهری نازنین و تحت حمایت حلقه‌های رحمانیت الهی حاصل شده و آنچه به ادراک بنشیند با هجویات و با توطئه‌ها نه از بین می‌رود، نه کم می‌شود، نه تغییر می‌یابد و نه ذره‌ای اختلال در آن وارد می‌گردد. این عرفان چنان به عمق جان‌ها نفوذ کرده، چنان ریشه دوانده و آنچنان در حال گسترش است که  با این نسیم‌های بهاری ذره‌ای نمی‌لرزد. خود بهتر از هر کسی واقف هستید که اتحاد مجموعه روز به روز در حال قوی‌تر شدن بوده و آموزه‌های انسان‌ساز آن روزانه در حال گسترش بیشتر است.

سخن از اومانیسم عرفانی عرفان حلقه می‌کنید؟! تعریف اومانیسم رو که انشاء الله می‌دانید؟ اگر می‌دانستید شنیدن چنین حرفی از شما و افرادی همچون شما که به مقدار کافی در این سیستم نفوذی دارید، بعید و بسی کودکانه است. شاید نفوذی‌های شما که می‌بایست در کلاس‌ها جهت گردآوری اطلاعات حاضر می‌شدند، در عوض با پنبه‌ای در گوش حضور به عمل می‌رسانند که تا به حال متوجه نشده‌اند که  مبنای عرفان حلقه "لا حول و لا قوة الا بالله" است. در چنین عرفانی، اومانیسم جایگاهی ندارد. آنچه که هست تفکر کمال‌گرایانه و خدا محور است.

صحبت از حذف خدا در عرفان حلقه می‌کنید؟! عرفان حلقه یعنی محو شدن در خدا. تجربه‌ای است از نیستی و مقام فنا. آنچنان محو که مطامع دنیوی و مادی و حزبی و خبرگزاری و... در آن ناپیداست؛ و این است نقطه‌ی قوت عرفان حلقه و آنچه که این عرفان را صدمه‌ناپذیر ساخته و در گروهی ایجاد رعب کرده است. عرفانی که خدا در آن غالب است. اگر اشتیاقی برای ترویج آموزه‌ها هست برای اوست. اگر ارتباطی با کائنات هست جهت ارتباط جزء با کل و رسیدن به آگاهی‌های کمال‌بخش و رسیدن به کمال است. (البته واژه‌ی کمال هم شاید برای شما واژه‌ای چندان آشنا نباشد!) در این عرفان کسی در پی فرمانبرداری از کائنات برای برآوردن خواسته‌ها نیست. بحث تسلیم و مسلمانی و اسلام است. بحث فاستقیموا الیه است. اگر وحدتی بین یاران هست  اگر عشقی به مجموعه هست، همگی از او و برای اوست و اوست که آن را حفظ می‌کندو اوست که این ریسمان را روز به روز قوی‌تر می‌کند.

باز عرض می‌کنم اگر نفوذی‌هایتان بدون چوپ‌پنبه در گوش در کلاس‌های عرفان حلقه حاضر می‌شدند، متوجه تفاوت آشکار عرفان حلقه با فیلم راز نیز شده و چنین مقایسه‌ی خنده‌داری صورت نمی‌گرفت. مشخص نیست چوب پنبه است یا همان تاب قدیمی تابناکی‌ها که در نفوذی‌هایشان هم خودنمایی می‌کند. طبق تعاریف استاد محمدعلی طاهری عزیزمان 4 نوع عرفان (شناخت) وجود دارد.

1-      خودمحور ـ خودمحور: کسانی که هدف آنها نزدیکی به خدا نبوده، همه‌ی توجه‌شان به منافع شخصی خویش است. این افراد با تکیه بر تلاش و توانائی خود سعی می‌کنند به آن هدف نزدیک شوند، مانند کسانی که برای رسیدن به آرامش خود سعی می‌کنند به آن هدف نزدیک شوند، مانند کسانی که برای رسیدن به آرامش خود از ابزارهای فردی مانند تمرکز، تخیل و... استفاده می‌کنند.

2-      خودمحور ـ خدامحور: کسانی که هدف اصلی آنها در زندگی دستیابی به منافعی شخصی از قبیل شادی و آرامش است. (نه هدف نزدیکی به خدا) اما برای رسیدن به این هدف، از خدا کمک می‌طلبند.

3-      خدامحور ـ خودمحور: کسانی که هدفشان قرب و نزدیکی به خداوند است، اما در راه این هدف، متکی به تلاش و توانائی فردی هستند.

4-      خدامحور ـ خدامحور: کسانی که هدف آنها قرب و نزدیکی به خداوند است و نزدیکی به او را بدون کمک او ممکن نمی‌دانند. (عرفان از منظری دیگر)

عرفان حلقه، عرفانی خدا محور ـ خدا محور است. معنی خدا را که می‌دانید؟ یا شاید آنقدر از او دور شده‌اید و در راستای اهداف شیطان و خروج دجال قدم می‌گذارید که دیگر کلمه‌ی خدا نیز برایتان نامی ناآشنا است که به دست فراموشی سپرده شده است؟ عرفان حلقه، عرفانی خداگراست و نه دنیاگرا. چه تفکر مغرضانه‌ای! چنین عرفان خدامحور ـ خدامحوری را با کتاب راز خودمحور ـ خودمحور مقایسه می‌کند؟ چه سنخیتی بین اندیشه‌ی عرفان حلقه که هدفش "حذف من" و جلوه‌گری اوست با اندیشه‌ی مذکور که در پی مطرح نمودن من است وجود دارد؟ چه تشابهی بین عرفانی است که تنها به کمال می‌اندیشد با کتابی که تنها در پی جذب منافع مادی و برآوردن خواسته‌های زمینی است؟

حکایت عرفان حلقه صرفاً حکایت شاد زیستن نیست. جریان هدف و وسیله‌ی ترم 3 را که می‌دانید یا آنجا هم باز چوپ‌پنبه! ـ طبق آموزه‌های استاد عزیز که در ترم 3 تدریس می‌شود، مبحثی داریم به نام هدف و وسیله ـ اگر هدف کمال باشد، شادی و آرامش و همه چیز و همه کس تنها پل و وسیله‌ای است برای رسیدن به کمال. لیکن وا اسفا اگر هدف پول باشد که در آن صورت نوشتن مقاله، ترویج اراجیف، دروغ و افترا همگی وسایلی هستند برای رسیدن به همان هدف. عرفان حلقه نه در پی شادی به عنوان هدف است و نه پی مطامع دنیوی است بلکه در پی ارتقاء آگاهی بشریت و رهاندن آنها از جهلی است که تابناک با تمام وجود در صدد حفظ آن است و برای حفظ آن از هیچ اقدامی کوتاهی نمی‌ورزد.

صحبت از رسالت صهیونیسم می‌کنید. جالب اینجاست که بی‌دین‌هایی که صرفاً در راستای ایجاد تفرقه و کثرت و ارائه‌ی نمائی "تابناکی" از اسلام حقیقی (که همانا مقام تسلیم در برابر حق است) قدم برمی‌دارند، دیگری را در راستای اهداف صهیونیسم و تزلزل باورهای دینی معرفی می‌کنند. از آنجا که ما حداقل نوشته‌های معاندین را می‌خوانیم، به نویسندگان تابناک پیشنهاد می‌کنیم چند جمله‌ای که از پروتکل 9، علمای صهیونی ذکر کرده‌اید را از نو بخوانید تا متوجه شوید که تابناک، اظهار ظهور و.... دقیقاً کجا ایستاده‌اند و در چه راستائی در حال فعالیت هستند:

توجه به ویژگی‌ها و خلق و خوی مردمی که شما در ممالکشان زندگی و فعالیت می‌کنید، اهمیت بسیاری در اجرا و پیاده‌سازی برنامه‌هایتان دارد. تا زمانی که افراد جوامع گوناگون، مطابق الگو و انگاره‌های تربیتی ما دوباره تربیت نشوند، نمی‌توانیم برنامه‌هایمان را در این‌گونه جوامع مطابق با روشی کلی و یکسان پیاده کنیم؛ اما اگر برنامه‌ها را محتاطانه و همراه با آموزش آغاز کنیم، می‌توانیم در کمتر از یک دهه، منش، خلق و خوی سرسخت‌ترین افراد را تغییر داده و آن‌ها را مانند افرادی که از پیش مطیع ساخته‌ایم، زیر سلطه خویش درآوریم.»

تاب+ناکی‌ها بدانید با چنین بازی‌ها و با چنین دروغ‌هائی نمی‌توان در مقابل جریان حقیقت و ترویج دین اصیل اسلام و قوت بخشیدن به باورهای دینی مردم ایستاد. آن هم جریانی که تا به امروز حدود 5 میلیون نفر در حال استفاده از آن بوده و به حقانیت آن واقف گشته‌اند.

این وعده‌ی الهی است که حق پیروز و باطل نابودشدنی است. بهتر است چوب‌پنبه‌ها را از گوشمان خارج کنیم و با این نوای الهی هم‌آوا شویم؛ زیرا این نوای نجات‌بخش که محوریتی جز خدا و پشتیبانی جز او ندارد، روز به روز در هستی طنین‌اندازتر شده و صدای آن بلندتر به گوش خواهد رسید.